محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

311

آثار عجم ( فارسى )

زيرا كه ستارگان ، مقرّب يزدانند و شرف رفعت دارند و وسايط « 1 » خواهند بود . و نيز اعتقادشان اين بوده كه چون نفوس پاك از بدن گسسته گردد ، بدين ستارگان پيوندد . و از كلمات آنهاست كه مىگفته‌اند : كنه گوهر يزدان پاك را به نيروى « 2 » خرد دانستن نتوان ؛ بنابر اين ستارگان كه پرتو هستى يزدانند و هر چه در عالم كون و فساد است ، از آنهاست ؛ بايد آنها را نيز ستايش نمود . لهذا هياكلى « 3 » براى كواكب سبعه « 4 » ساخته بودند و هر روزى از هفته را منسوب به يكى از آن 7 ستاره دانسته ؛ همچنين هر لونى را به ستاره‌اى نسبت داده ؛ پس روزى كه انتساب به كوكبى داشته ، در هيكلى كه به نام آن ساخته بودند ، مىرفتند و لباس خود را به رنگ آن هيكل قرار داده ، مىپوشيدند و اغذيه را از اشيايى كه تأثير آن كوكب در آنها بيشتر است ، ترتيب مىدادند و صورتى براى ربّ النّوع آن كوكب خيال كرده و آن را متشكّل نموده ، در آن هيكل قرار داده ، او را مىستودند . و تفصيل اين مطالب را در اكثر از كتب فارسى نوشته‌اند ؛ اينجا را گنجايش آن همه نيست . مقصود ما از تقريرات سابقه اين است كه صورت مذكور بالاى سر پادشاه - كه بيانش گذشت - احتمال دارد كه به خيال آنها ، به صورت ربّ النّوع يكى از ستارگان باشد و مىشايد كه ربّ النّوع مشترى بود ؛ بنابر آنچه مورّخ انگريز [ ى ] گفته بود ؛ كه مذكور شد . اشكال درگاه شمالى صد ستون : بالجمله ، نقشهء صورتهاى مذكوره درگاه جنوبى را برداشتم به نمرهء 23 . [ رك توضيحات ص 398 در اين مورد ] [ 179 f ] امّا اشكال و صورى كه در درگاه شمالى عمارت صد ستون است : پادشاهى بر روى صندلى نشسته ، به دستى عصا و به دستى گلى دارد و چهارپايهء كوچكى زير پا و مگس‌پرانى بالاى سرش گرفته‌اند . دو نفر نوكر نيز عقب سر مگس‌پراننده ، ايستاده‌اند و در برابر پادشاه ، شخصى است كه گويا مكالمه با هم دارند . و بر بالاى سر آن صور ، پرده‌اى كشيده شده كه آن را قلّاب‌دوزى نموده‌اند و پيش روى پادشاه ، دو چيز گذارده ، به شكل مخروطى ؛ گمانم ظرف باشد ، مثل جاى بخور و عودسوز ؛ و در زير پاى پادشاه ، پنج رسته آدم ايستاده‌اند ؛ بعضى با نيزه و سپر و برخى با كمان و تركش و

--> ( 1 ) . به معنى وسايل است . به اعتقاد ايشان ، ستارگان واسطه‌اند ميان خالق و خلق كه به شناسايى آنها ، خداى تعالى را توان شناخت . ( 2 ) . بر وزن نيكو به معنى قوّت و زور است . ( 3 ) . جمع هيكل است و اينجا به معنى بناى مرتفع و بتخانه است . ( 4 ) . هفت كوكب سيّاره‌اند ؛ يعنى قمر ، عطارد ، زهره ، شمس ، مرّيخ ، مشترى و زحل .